![]() |
![]() |
|
| فقط دختر ها وارد شوند؟ |
|
اینجا محل کار. البته من به طور موقت به جای یکی از بچه ها اومدم. وای سرده ولی هیچ کسی به داد این قشر زحمت کش جامعه(منظورم خو دمونه) نمیرسه.
گزارش: فهیمه: علاوه بر کارش همش سرش تو کوچه اس داره زاغ سیاهه این شیطان رو چوب میزنه بهش میگن الیاسی آخه یهو غیب میشه. عطیه هم کار میکنه و با اون پاره آجرش (ان ۷۰) ور میره و آهنگ میزاره درمواقع بی کاریم عکسای مبتذل سرچ میکنه. منیره: در حال حاضر که چه عرض کنم همیشه سیستمش خرابه پس اونم با پاره آجر عطیه بازی میکنه. ملیحه: امروز روز دوم کاری منه پس باید بچه ی خوبی باشم کارامو میکنم بعدم اگه وقتی باشه که فکر نکنم باشه وب گردی میکنم. این فهیمه که کر نمیکنه سیستمش دم پنجرس و بیرونو نگاه میکنه میگه :دارم دنبال عشق گم شدم میگردم. خدا همه رو سر به راه کنه. فعلا" که خبری نیست. فقط دعا کنید این سیستما یکمی ه ما حال بده و یه جورایی سرعتش بره بالا. فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 8:24 توسط ملیحه |
|
|
وای پسر دیشب تو عروسی بعد چند ماه سعیده ی چاق رو دیدم. دیگه واقعا" چاق شده بودا داشت میترکید. بهش گفتم همه ی حرکاتت رو زیر نظر دارم دست از پا خطا کنی فردا آبروت رفته. خلاصه دیشب جاتون خالی خیلی خوش گذشت.فعلا" هم دارم درس میخو نم واسه سال دیگه...
دیگه اینکه نمیدونم چی بگم کم آوردم. آهان امروز با دوستم حرف زدم بعد از مدتها از ته دلم شیرین خندیدم. یه خنده ی خوشمزه. همینجام به خاطر اون خنده ی خوبی که بهم هدیه داد ازش ممنونم. فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 شهریور1386ساعت 17:51 توسط ملیحه |
|
|
هی من انتخاب رشته نکردم
تبریک میگم به خودم. دختر به این با استعدادی دیده بودید؟حالا باید منتظر بمونم تا جواب کاردانی بیاد؟ پس فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 17:45 توسط ملیحه |
|
|
بعد از یه مدت طولانی و کلی اتفاق بالاخره اومدم.دیروز نتیجه ی کنکورمون اومد. ملیحه خانوم گل کاشت(در واقع گند زد) اون سعیده ی چاق گنده ی ... رتبش شد ۷۰۳ بعد من مظلوم بی کس و کار شدم ۴۵۳۸. اقا!!!!! نمی خوام.
فعلا" یا علی. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 12:28 توسط ملیحه |
|
سال نو مبارک یه سال دیگه گذشت... فکر میکنی کودوم یکی از کارهات تو این سال همیشه به یادت میمونه؟ چقدر اشتباه کردی؟ چه کار درستی انجام دادی؟ چقدر گذشتی؟ چندتا دل شکستی؟ چقدر بد کردی؟ چقدر... . ولی اینا به نظر من مهم نیست!! مهم اینه که از همه ی این کارا یه درس بگیریم. البته خیلی سخته ولی ممکنه.دلم میخواد خودمم به همین حرفایی که زدم عمل کنم. یه سال به سنت اضافه شد و یه سال از عمرت کم.امید وارم موقع سال تحویل منو از یادت نبرده باشی! میدونم اون قدرا مهم نیستم که تو منو یادت مونده باشه ولی هنوزم دیر نشده منو از دعای خیرت بی نصیب نکن!!!! نمیدونم چرا امسال هرچی نفس عمیق میکشیدم بوی عید رو حس نمیکردم. بر عکس سالهای قبل!! دیگه نمیدونم چی بگم التماس دعا.فعلا" یا علی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 0:27 توسط ملیحه |
|
|
امروز بابا و مامانم رفتن کربلا. خواهرم هم تا ۱ساعت دییگه انشا الله میره مشهد.اون یکی هم میره نظنز .من میمونم و خواهرم و همسایه بالاییه.
مامانم امروز تو مدرسه ۲بار زنگ زد که سفارشات رو بکنه خودم هم یه بار بهش زنگ زدم .دیگه این که همه چی باید مرتب باشه بهتر از همه اینه که ما امسال بنا به دلایلی خونه تکونی نداریم عوضش بعد عید یه چیزی تو مایه های اسباب کشی داریم. (قالب نو هم مبارک!!!!!) دیگه نمیدونم چی بگم آهان مسائلی که تو دوتا پست قبلی در موردش حرف زده بودم کلا" حل شد!!!!! دیگه هم حرفی ندارم بزنم پس فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 13:50 توسط ملیحه |
|
|
تقدیم به همه ی اونهایی که هیچ وقت هیچ کسی نمیتونه درکشون کنه. تقدیم به آقاجونم.به شوهر خالم وبه دایی هام و تقدیم به پدرم وهمه ی اونهایی که از جونشن واسه این وطن مایه گذاشتن.
اتل متل يه بابا شهید ابولفضل سپهر __________________ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 بهمن1385ساعت 13:57 توسط ملیحه |
|
|
سلام امروز رفتم دفتر واسه ی انتخاب واحد بعد دیدم که ارن در مورد حج عمره مفرده دانش آموزی صحبت میکنن.منم زد به سرم و بدون اینکه به شرایط و خانوادم فکر کنم فرم رو گرفتم .نمیدونم یه چیزی بهم میگه خدا دوستم دازه و میخواد من برم پیشش البته میدونم اصلا" لیاقت اونجا رفتن رو ندارم و اینو هم میدونم که هر چیزی لیاقت می خواد ولی نمیدونم چرا از یه ساعت پیش همش یه چیزی ته دلم بهم امید میده.امشب میخام برم مراسم آقا امام حسین ازش میخام منو ببره اونجا.دلم میخواد یه کمی آدم بشم!!!ای خدا دل منو روشن کن.از همین الان موندم چه طوری به خانوادم بگم که قبول کنن.تو رو خدا واسم دعا کنین که بشه .دعا کنید خدا قسمتم کنه .نمیدونی الان چه حسی دارم .می خوام گریه کنم وای اصلا" نمیتونم خودم رو اونجا تصور کنم.ای یعنی میشه. واسم خیلی خیلی دعا کنید. ملتمس دعایتان(شدیدا") فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 13:57 توسط ملیحه |
|
|
اصلا" نمیدونم چی بگم.فقط اینکه اولین باره که توی زندگیم یه اتفاق رو بعد از ۷ماه فراموش نکردم.عجیبه !!!شاید حکمتی توی کار باشه.راستش من آدمی نیستم که عاشق بشم یا جونم بسته به جون یه نفر باشه یا بدون اون نتونم زندگی کنم. از این بابت هم خوشحالم .زود دل میبندم و خیلی زود تر از اونی که فکرش رو بکنی دل میکنم و فراموش میکنم.نمی دونم خوبه یا نه؟امما عجیب تر از اون اینه که بعد از ۷ ماه نتونستم فراموش کنم!خیلیه ها.
من نمی خوام بگم دوستش دارم ولی نمیتونم از ذهم بیرونش کنم.همش میاد تو فکرم.ازشم بدم نمیاد !! یه جورایی جذابه البته این فقط نظر من نیست همه همین و مین ولی این جذتب بودمش دلیل نمیشه که همش بیاد تو ذهنم .این همه آدم جذاب اطراف من هستن!!! خدا چی کار کنم از ذهنم بره بیرون؟ تو یه راهی پیش پام بذار!! فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 11:56 توسط ملیحه |
|
|
سلام=خداحافظ(تیتر دزدی از سعیده ی چاق!)
نمی دونم خوشحالم یا ناراحت!!! خوشحالم که با شما هاآشنا شدم و ناراحت به خاطر..... نمی گم دیگه آپ نمیکنم .آپ میکنم ولی ممکنه طول بکشه البته حتما" طول میکشه به خودم و این سعیده ی چاق قول دادم دیگه نیام تو نت. فقط چند ماه دیگه. فقط اینکه واسم دعا کنید از اینکه با خیلی ها آشنا شدم خیلی خوشحالم آرمان که همیشه بهم سر زدی ازت ممنونم خیلی خیلی در ضمن نتونستی با کارشکنی هات منو شوهر بدی تازه دندونم هم نکشیدم نی نی ناز از تو هم ممنونم که بهم سر زدی منصورکه خیلی وقته میشنا سمت و ازت ممنونم که بهم سر میزدی مجتبی که با یه سوتفاهم با هم آشنا شدیم ازت ممنونم س ایده همکلاسی و همراه چاق من. وخوش مرام ممنون بهم سر میزنی اگه ناراحتت کردم امیدوارم ببخشی راستی یادم رفت بگم چرا نمیام.تصمیم دارم بکش درس بخونم واسم دعا کنید دیگه این که باید برم. تا ۱۱/تیر/۱۳۸۶ ملیحه(مانیا)قاسمی فعلا" یا علی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 13:22 توسط ملیحه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سکوت ساحلیم را پر از تلاطم کرد
نه موج بود و نه طوفان فقط تبسم کرد!! |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|